ابو القاسم راز شيرازى

123

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

« با هركه نِشَستى و نشد جمعْ دِلَت * وز او نَرَهيد صحبتِ آب‌وگِلَت زِنهار ز صحبتش جدايى مىكُن * ورنه نكُند جانِ عزيزانْ بِحِلَت » « 44 » بعد مىفرمايد : اگر برخورد كنى در كسى سه خصلت ، مغتنم شمار ملاقات و مجالست او را ، اگرچه يك ساعت باشد ؛ زيرا كه اثر مىكند در قلب و دين و طاعت تو بركات و فيوضات صحبت او ؛ و خصال ثلاثه ، قول حقّى است كه تجاوز نكند فعل را ، و فعل حقّى است كه تجاوز نكند صدق را ، و صدق قلبى است كه نزاع نكند با پروردگار ؛ يعنى خلاف رضاى حقّ تعالى نباشد ؛ زيرا كه منظور از واعظ متّعظ ، كسى است كه به صدق دل ، تصديق نمايد بر آنچه رضاى الهى در اوست از نيّت و خلق و فعل و قول ، و عمل كند برطبق تصديق خود ، و اعتراف نمايد به لسان بر وفق آن ؛ و چنين كس ، ظاهرش مصدّق باطن است ، و باطنش مصدّق ظاهر ، و متّعظ است به نصايح الهى و خاصّان او ، و كمال ظاهر و باطن را دريافت و ادراك نموده ؛ چنان‌كه از حضرت حسن بن علىّ ص مأثور است كه : « بود در زمان خود ، عابدترين مردم و فاضل و زاهدترين ايشان ؛ و هرگاه حجّ مىكرد ، مىرفت پياده ، و گاهى مىرفت پابرهنه ، و هرگاه ذكر كرده مىشد موت ، گريه مىكرد ، و هرگاه ذكر مىشد بعث در قيامت و نشور ، مىگريست ، و هرگاه ذكر مىشد عرض اعمال بر حقّ تعالى ، فرياد مىزد و غش مىكرد ، و هرگاه مىايستاد در نماز ، « مرتعد مىشد فرائص » « 45 » و

--> ( 44 ) - با تفاوتهايى چند : « ديوان شمس تبريزى » 8 : 71 : توضيح : در بعضى تذكره‌ها از جمله « رياض العارفين » و « مجمع الفصحاء » ، اين رباعى به « خواجه على رامتينى » - از مشايخ « نقشبنديّه » - نسبت داده شده است : « رياض العارفين » : 167 ، « مجمع الفصحاء » 2 : 867 ( 45 ) - فرائص ، جمع فريصه و آن ، عبارت از گوشت پارهء ميان دنده‌ها از پهلو تا شانه است ؛ امّا بطور عامّ ، به مطلق اندام اطلاق مىشود ؛ چنان‌كه گويند : فلان كس از هيبت حقّ تعالى به هنگام نماز ، فرائص او مرتعد مىشود ؛ يعنى اندامش به لرزه درمىآيد ؛ چنان‌كه در متن نيز بدين معنى آمده است .